خاندان اژدها House of the Dragon 2022
- اکشن
- درام
- ماجراجویی
این سریال داستان خاندان تارگرین را روایت می کند و ۲۰۰ سال قبل از وقایع سریال "بازی تاج و تخت" جریان دارد......
قسمت 6 از فصل سوم
جستجو
برترین فیلم ها
این سریال داستان خاندان تارگرین را روایت می کند و ۲۰۰ سال قبل از وقایع سریال "بازی تاج و تخت" جریان دارد......
قسمت 6 از فصل سوم
زن و مرد در یک سیلوی غول پیکر با چندین آیین نامه زندگی می کنند که به اعتقاد آنها برای محافظت از آنها در برابر دن...
قسمت 5 از فصل سوم
دشمنی بی رحم و غیرمنتظره، زندگی سوپرگرل را هدف قرار می دهد. سوپرگرل ناچار می شود با همراهی متحدی دور از انتظار،...
در دوران پسا آخرالزمان، مگی و نیگان به منهتن سفر میکنند که مدتهاست از سرزمین اصلی جدا شده است. حال این شهر پ...
قسمت 1 از فصل سوم
داستان شاه ایتاکا، را پس از جنگ تروا روایت میکند که برای بازگشت به همسرش پنه لوپه و پسرش تلما خوس، سفری ۱۰ س...
کیفیت پرده ای
در آستانه بحرانی جهانی، دنیل کلنر اسناد محرمانه ای درباره ارتباط انسانها با موجودات فرازمینی را از سازمان م...
زیرنویس چسبیده
خلاصه داستان : یه چن ساله با یه هویت قلابی، به عنوان دامادِ سرخونه زندگی می کنه و هیچ کس نمی دونه اون در واقع وارث یه خانواده فوق العاده قدرتمنده...
خلاصه داستان : لان هه وی تنها وارث گروه بزرگ لان هه بعد از اینکه والدینش تو یه تصادف مشکوک میمیرن دچار شوک عصبی و فراموشی میشه. لین موچینگ که به دنبال انتقام از خانواده های قدرتمند (از جمله خانواده لین ئه) و بازپس گیری میراثیه که فکر می کنه ازش سلب شده، از وضعیت هه وی سوءاستفاده میکنه و وانمود می کنه که شوهر قانونی اونه. اما ماجرا به همین سادگی پیش نمیره لان هه وی با وجود از دست دادن حافظه، زنی بسیار باهوش و جسوره و به راحتی اجازه نمیده کسی اونو کنترل کنه. رابطه اونا به یه بازی موش و گربه تبدیل میشه که توش مرز بین فریب و واقعیت، و انتقام و عشق به مرور محو میشه.
خلاصه داستان : داستان درباره کوئیچی آساکورا (Koichi Asakura)، دانشآموز دبیرستانی که آرزوی ورود به هنرستان و شدن طراح را دارد. او با دیدن یک گرافیتی قدرتمند روی دیوار موزه هنر شوکه میشود. هنرمند آن ارن یاماگیشی (Eren Yamagishi)، دختر چپدست دبیرستانی است که بعد از یک حادثه گذشته، استعداد فوقالعادهاش را دفن کرده و دیگر نقاشی نمیکند. دو نفر با هنر به هم متصل میشوند: کوئیچی به دنبال طراحی میرود و ارن دوباره به نقاشی بازمیگردد. اما ترس، جاهطلبی، زخمهای قدیمی و محدودیتهای استعداد، مسیرشان را پر از چالش میکند. این یک درام عمیق درباره «کسانی که نتوانستند نابغه شوند» است — مبارزه خلاقها، تفاوت بین استعداد ذاتی و تلاش سخت، و داستان بزرگ شدن در دنیای هنر. (نسخه اصلی مانگا بیشتر روی دوران بزرگسالی و دنیای تبلیغات هم تمرکز دارد، اما انیمه از ریشه دبیرستانی شروع میشود.)
خلاصه داستان : داستان درباره مردی به نام کیتا است که بعد از مدتها به خانه پدریاش برمیگردد تا زندگی آرامی داشته باشد. اما به محض ورود، متوجه میشود که خانه دیگر آن پناهگاه دنجی که فکر میکرد نیست! او با دو مهمان ناخوانده روبرو میشود: برادرزادهاش و یک آلفای جذاب اما پررو به نام اوکادا. اوکادا بدون دعوت در خانهی آنها جا خوش کرده و به نوعی به عضوی از خانواده تبدیل شده است. تقابل بین کیتا (که میخواهد نظم خانهاش را حفظ کند) و اوکادا (که با اعتمادبهنفس بالا فضای خانه را قرق کرده) منجر به موقعیتهای خندهدار، کلکلهای شیرین و در نهایت ایجاد یک رابطهی عمیق و عاطفی بین آنها میشود.
خلاصه داستان : داستان پسری که هی میمیره و وقتی میخواد برای بار دوم تناسخ پیدا کنه هیچ دنیای اونو نمی خوره ولی یهو میره پیش یه الهه و بعد..
خلاصه داستان : داستان درباره ناو (Nao) است که یک «ریپلیکا» (کپی/دوپلگانگر) از دختر دبیرستانی به نام سونا آikawa (Sunao Aikawa) محسوب میشود. سونا از کودکی توانایی احضار یک نسخه کاملاً مشابه از خودش را دارد که وقتی بیمار است، امتحان دارد، یا نمیخواهد به مدرسه برود، ناو جای او را میگیرد. ناو فقط برای این کارها به وجود آمده و قرار نیست زندگی مستقل داشته باشد. اما همه چیز تغییر میکند وقتی ناو در مدرسه عاشق پسری به نام شویا سانادا (Shuya Sanada) میشود. او برای اینکه سانادا بفهمد «این منم، نه اصلی»، موهایش را بالا میبندد و با او قرارهای مخفیانه میگذارد، مدرسه را فرار میکند و هر روز قول دیدار دوباره میدهد. داستان درباره این است که یک کپی با همه چیز «قرضگرفته و خالی» چطور قلب خودش را پیدا میکند، درباره هویت، وجود، عشق واقعی و مرز بین اصلی و کپی. ترکیبی از رمانتیک احساسی با تمهای دراماتیک و روانشناختی.
خلاصه داستان : این درام اپیزودیک (مجموعهداستان) و نوجوانانه دربارهی گروهی از دختران جوان است که همگی در یک «مدرسه موسیقی دخترانه» تحصیل میکنند. داستان، سالهای سرنوشتساز و دوران رشد آنها را روایت میکند و گاهی میان دیدگاههای شخصیتهای مختلف و بازههای زمانی متفاوت جابهجا میشود. اردوگاه آموزشیِ مدرسه موسیقی آواجیما که با نام «پانسیون» شناخته میشود، جایی است که دختران جوان از سراسر ژاپن برای رسیدن به رویای اجرای روی صحنه در آنجا گرد هم میآیند. «تاباتا واکانا» در آرزوی تبدیل شدن به ستارهی تئاتر موزیکال است؛ «تاکههارا کینوئه»، سرپرست پانسیون، برای ادای دین به خواستهی صمیمیترین دوستش در آنجا حضور دارد؛ «اوکابه اِمی» زیبارو، دانشآموز بورسیهای است که همیشه در مرکز توجه قرار دارد؛ و «ایبوکی کاتساراکو» که با وجود برخاستن از خانوادهای هنرمند و بازیگر، به عنوان معلم در این مدرسه مشغول به کار شده است. محیط منحصربهفرد این مدرسه موسیقی، بهطور همزمان هم مکانی برای آرامش و پناه گرفتنِ این دختران بلندپرواز است و هم میدان نبردی سخت که دانشآموزان جوان را رودرروی یکدیگر قرار میدهد. اینجا جایی است که پشتکار میتواند منجر به شکوفایی استعدادها شود، اما گاهی نیز به واقعیتی تلخ و بیرحمانه ختم میشود. ترسیم شفاف و تصویرسازی روانشناختیِ این اثر، اجازه میدهد تا درونیات ظریف و لایههای پنهانِ شخصیتِ هر یک از این دختران بهخوبی نمایان شود.
خلاصه داستان : داستان دربارهی دو دختر دبیرستانی به نامهای میمی و آلیس است که یک ویژگی مشترک دارند: هر دو به شدت روی همکلاسیشان، پسری به نام کیریو، کراش دارند و هوادار پر و پاقرص او هستند. ماجرا از جایی جالب میشود که این دو نفر به جای رقابت عشقی و حسادت، با هم متحد میشوند تا «کلوپ هواداران کیریو» را تشکیل بدهند. آنها از دور کیریو را زیر نظر میگیرند، دربارهی جذابیتهای او با هم بحث میکنند و لحظات روزمرهی او را با جزئیات تحلیل میکنند.
خلاصه داستان : داستان از یک روز پاییزی شروع میشود؛ وقتی پسر نوجوانی به نام آراتا در پارک با موجودی بسیار عجیب و غریب به نام کوجیما روبرو میشود. کوجیما موجودی است که شبیه به یک پرنده غولپیکر، بیریخت و کمی ترسناک به نظر میرسد، اما لباس میپوشد و مثل انسانها حرف میزند! آراتا که خودش درگیر مشکلات خانوادگی و درس خواندن برای امتحانات است، کوجیما را به خانه میبرد. حضور این موجود شکمو، پرحرف و فیلسوف در خانوادهی آراتا، آرامش زندگی آنها را به هم میریزد اما در عین حال، باعث میشود آنها با نگاهی متفاوت به زندگی و روابطشان نگاه کنند. کوجیما با منطق عجیب و غریب و آوازهای ناخوشایندش، به عضوی جدانشدنی و خندهدار از این خانواده تبدیل میشود
خلاصه داستان : داستان از جایی شروع می شه که در زمان حال، سازمان سیاه شکست خورده، اما به قیمتی سنگین. هایبارا (شیهو میاونو) که حالا تنها مانده و سال ها از عمرش را در حسرت و تنهایی گذرانده، به شکلی ناگهانی به گذشته برمی گرده؛ یعنی دقیقاً به زمانی که تازه به شکل «هایبارا» وارد مدرسه ابتدایی شده بود و با کونان آشنا شد.